مقاله و مبانی نظری روحیه کارآفرینی ,

menuordersearch
academixfile.ir
قبلی
بعدی

مقاله و مبانی نظری روحیه کارآفرینی

(0)
(0)

مبانی نظری

مقاله و مبانی نظری روحیه کارآفرینی
رنگ و مدل کالا
مبانی نظری
تعداد
+
_
عدد
19,900 تومان
موجود
گارانتی کالا:

ضمانت بازگشت وجه

توضیحات فایل

مبانی نظری و پیشینه تحقیق روحیه کارآفرینی

در قالب WORD ودر 42 صفحه وقابل ویرایش

 

 

 

2-1- مقدمه    23
2-2- کارآفرینی    23
2-3- ویژگی‌‌‌‌های کارآفرینان    24
2-4- روحيه کار آفريني    26
2-5- سه موج در کارآفرینی    28
2-6- کارآفرینی و ابعاد فرهنگ       29
2-7- کارآفرینی و اشتغال    34
2-8- انواع کارآفريني    35
2-9- آموزش کارآفرینی    36
2-10- کارآفرینی، دانشگاه و دانشجویان    39
2-11- عوامل موثر بر قصد کارآفرینانه    41
2-11-1- دانش    41
2-11-2- تجربه    43
2-11-3- خانواده    45
2-11-4- نگرش    47
2-11-5- هنجار‌‌‌‌های اجتماعی    47
2-11-6- کنترل رفتاری ادراک شده    48
2-11-7- ویژگی‌‌‌‌های جمعیتی    48
2-12- پیشینه تحقیق    50

منابع

 


2-1- مقدمه
عصر ما عصر شتاب و سرعت، دگرگوني و تغيير است. موج اين تغييرات، زندگي همه ما را خواسته يا ناخواسته تحت تاثير قرار مي‌دهد. از اين رو جامعه ايي در جهت سازگاري با تغييرات و رقابت جهاني پيشتاز خواهد بود که از نيروي انساني ماهر و متخصص و خلاق برخوردار باشد (صمدي و اصفهانی، 1386). رشد سريع جمعيت و افزايش نرخ بيکاري به ويژه در ميان دانش آموختگان از جمله چالشهايي است که جامعه ما درگير آن است. در شرايط کنوني يکي از عواملي که سبب دگرگوني چهره اقتصادي، اجتماعي و صنعتي يک کشور مي‌شود، فعاليتهاي کارآفرينانه، برخورداري از روحيه کارآفرينانه و در نهايت کارآفريني انسان است (2003، Antoncic and Hisrich). در عصر حاضر که با افزايش جمعيت، جوامع و سازمان ها به سرعت در حال گسترش و سرعت هستند و در پي آن، پيچيدگي آن‌ها نيز رو به فزوني است، کارآفريني در يک تعامل چند سويه‌ يعني هم در مفهوم ايجاد اشتغال ، هم در مفهوم ايجاد تحول از راه نوآوري ها و بهبود فرآيندها و هم به عنوان عامل کليدي در رشد و توسعه اقتصادي، به شدت مورد نياز است. حتي مي‌توان بحث کارآفريني در عصر مدرن امروزي يکي از اصلي ترين راهبردهاي بنيادي هر کشور محسوب مي‌شود (ناهيد، 1388). سه دليل مهم براي توجه به مقوله کارآفريني، توليد ثروت، توليد تکنولوژي و اشتغال مولد است (کاراد، 1386).

2-2- کارآفرینی
کارآفرینی، خلق کسب و کار، هدایت منابع، تبدیل فرصت‏ها به دستاوردها و ارائه محصولات جدید است که سبب خود اشتغال ی، دیگر اشتغال ی و یا ایجاد ارزش افزوده می‏شود. کارآفرین کسی است که با بهره‏گیری از منابع موجود، به‏کارگیری خلاقیت ، شناخت فرصت‏ها و پذیرش ریسک ‏ها به ایجاد یک کسب و کار می‏پردازد (سالازار، 1376). کارآفرینی ریشه‏ای به درازای تاریخ دارد. کارآفرینی مفهومی عینی و عملی است که همزمان با آغاز زندگی انسان بر روی زمین و تلاش برای کسب درآمد و تامین مایحتاج زندگی پا به عرصه وجود گذاشته است. با این وجود، توجه آکادمیک به مفاهیم این دانش سابقه چندانی ندارد (سعیدی و مهتدی، 1378). کانتیلون به عنوان بنیانگذار واژه کارآفرینی، خود اشتغالی را کارآفرینی می‏داند. از دیدگاه وی، کارآفرین سازمان‏دهنده‏ بنگاه اقتصادی است و در عملکرد تولید و توزیع آن نقش محوری دارد (احمد پور، 1384). در سال 1848 واژه کارآفرینی (Entreprenerurship) توسط جان استوارت میل در زبان انگلیسی ترجمه شد. وی عمل کارآفرین (Entreprener) را شامل هدایت، نظارت، کنترل و مخاطره‏پذیری می‏دانست و عامل متمایزکننده مدیر و کارآفرین را مخاطره‏پذیری معرفی کرد. بنابر تعریف واژه‏نامه دانشگاهی وبستر، کارآفرین کسی است که متهد می‏شود مخاطره‏‌‌‌‌های یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی، اداره و تقبل کند. ژوزف شومپیتر، استاد دانشگاه هاروارد معتقد بود که کارآفرین نیروی محرکه اصلی در توسعه اقتصادی است و نقش وی عبارت است از نوآوری یا ایجاد ترکیب‏‌‌‌‌های تازه از مواد. از دیدگاه شومپیتر نوآوری ملاک کارآفرینی است (سالازار، 1376). برخی نیز از ریسک‏پذیری یا مخاطره‏پذیری همچون عامل کلیدی برای تعریف کارآفرینان استفاده می‏کنند. اقتصاددانان نیز بر این عقیده‏اند که کارآفرینی فقط یک فعالیت اقتصادی نیست، بلکه یک پدیده فرا اقتصادی است و در اصل دارای ماهیت اقتصادی نمی‏باشد (قمبرعلی و زرافشانی، 1387). بعضی هم کارآفرینی را به معنای آگاهی از فرصت‏‌‌‌‌های سودآور کشف نشده دانسته‏اند (Kirzner, 1979).

2-3- ویژگی‌‌‌‌های کارآفرینان
دئو (2005) کارآفرين را از دو ديدگاه متفاوت تعريف مي نمايد: از ديد يک اقتصاددان و از ديد يک روانشناس.
از ديد يک اقتصاددان، يک کارآفرين کسي است که منابع و نيروي انساني و مواد و ساير دارايي ها را ترکيب مي نمايد، به گونه اي که ارزش آنها افزايش يابد و کسي که تغيير ايجاد مي کند، نوآوري مي نمايد و تقاضاي جديد ايجاد مي نمايد. از ديد روانشناس، يک کارآفرين کسي است که به طور خاص به واسطه برخي نيروها مثل نياز به کسب و به دست آوردن، آزمودن، عمل نمودن و شايد فرار از قدرت ديگران هدايت مي شود. در حاليکه کارآفرينان وجوه اشتراک زيادي دارند، از بسياري جهات نيز متفاوت مي باشند. يک مجموعه معين از ويژگيها و رفتارها وجود ندارد که هر کارآفريني آن را دارا باشد. آن چيزي که در شرايط مختلف لازم مي باشد، به ترکيبي از بازيگران کليدي و نحوه ايجاد و حذف فرصتها و کمبودها و نقاط قوت موسسان وابسته است. با اين وجود، مطالعاتي نيز نشاندهنده وجود يک مجموعه مشترک از ويژگيها در کارآفرينان مي باشد. برخي از اين ويژگيهاي کليدي که در يک کارافرين موفق موجود بايد باشد عبارتند از نوآوري، ابتکار، محرک هاي رواني موفقيت، تمايل به ريسک پذيري حساب شده، انعطاف پذيري و رقابت جويي (Johnston et al, 2009). شخصیت از ملزومات کارآفرینی است توسعه کار آفرینی نیازمند تربیت افراد کارآفرین است. در سرتاسر دنیا مراکز مختلفی برای آموزش و کارآفرینی وجود دارد. اگرچه برخی از افراد روحیة کارآفرینی بیشتر را وابسته به تحولات زندگی افراد در طول سالیان مختلف می‌دانند ولی این تناقضی با آموزش کارآفرینی ندارد. در آموزش کارآفرینی بایستی افرادی که بصورت بالقوه از روحیه کارآفرینی برخوردارند انتخاب شده و سپس شخصیت‌شان به فعلّیت برسد. نقش دولت در توسعه کارآفرینی، علاوه بر ایجاد بستر‌‌‌‌های سخت‌افزاری، نرم‌افزاری و حمایتی از کارآفرینی، شناسایی، آموزش و هدایت فعالیت‌‌‌‌‌های کارآفرینانه است.(Ward, 2004) روایگما و ونتر (2004) نتيجه گرفتند که ويژگيهایي مانند تعهد، اعتماد به نفس، سرسختي، نياز به کسب، فرصت سازي، ابتکار، مسئوليت پذيري، توانايي حل مشکل، توانايي ساخت تيم در کارآفرينان مشترک است. هوروث و همکاران (2005) براساس مطالعاتي که برروي افراد کارآفرين موفق انجام داده اند به اين نتيجه رسيده اند که نتيجه گيري کلي در مورد ويژگيهاي اين افراد سخت مي باشد. ما و تان (2006) بيان مي نمايند که تلاش براي تعيين ويژگيهاي شخصيتي و روانشناختي يک کارآفرين محکوم به شکست است، زيرا براي هر تعريف سنتي ازتيپ کارآفرينانه، مثالهاي نقض متعدددي که آن تئوري را تکذيب مي نمايد وجود دارد. آنها چنين بحث مي نمايند: زماني که عوامل محيطي نمي توانند مستقل از عوامل روانشناختي بررسي شوند، ديدگاه کلي از کارآفريني ناکافي است. کارآفرينان نه تنها به وسيله وي‍ژگيهاي شخصيتي قابل شناسايي هستند، بلکه به اندازه آنچه که آنها هستند، آنچه که يک کارآفرين انجام مي دهد نيز مهم است. بنابراين ضروري است که کارآفرين را به صورت يک شکل رفتاري در نظر بگيريم و نه تنها به صورت مجموعه اي از ويژگيهاي مشترک. برخلاف صاحبان و مديران سنتي کسب و کارها که به واسطه منابع تحت اختيارشان شناخته مي شوند، کارآفرينان داراي جهت گيري استراتژيک بوده و به دنبال فرصتها هستند. پیتر دراکر بيان مي کندکه کارآفريني يک شکل رفتاري است که به وسيله تمرين نوآوري سيستماتيک، که عبارتست از تحليل سيستماتيک فرصتها و جستجو براي تغييراتي که عامل نوآوري مي شوند آموخته مي شود. اين نشان مي دهد که کارآفرينان کساني هستند که اين رفتار را بروز مي دهند و به صورت سيستماتيک فرصتهاي ناشي از تحولات را جذب و تحليل مي نمايند و سپس دانش تجربي خود را بر اساس آن مي سازند (Mcquaid, 2002).

2-4- روحيه کار آفريني
از مباحث مهم در کارآفريني، ايجاد و پرورش روحيه کارآفريني در اعضا توسط سازمان‌ها است. بعبارت ديگر، سازمان‌ها مي‌توانند با برنامه‌هاي آموزشي انگيزه پيشرفت، مخاطره پذيري، استقلال، خلاقيت و ساير اجزای کارآفريني را در فرد پرورش دهند و به سمت سازمان کارآفرين حرکت کنند. درباره علل کارآفريني مي‌توان به سه رويکرد متفاوت در اين زمينه اشاره کرد: 1) رويکرد شخصيتي 2) رويکرد دموگرافيک 3) رويکرد نگرشي. اما توجه اصلي بیشتر مطالعات به رويکرد نگرشي مي‌باشد که اجزاي نگرش کارآفرينانه در اين پژوهش عبارتند از:
•    انگيزه پيشرفت: عبارت است ازتمايل از انجام کار در استانداردهاي عالي براي موفقيت در موقعيت‌هاي رقابتي
•    خلاقيت: توانايي خلق ايده‌اي جديد
•    ريسک پذيري: عبارت است از پذيرش مخاطره‌هاي معتدل که مي‌توانند با تلاشهاي شخصي مهار شوند
•    استقلال طلبي
•    کنترل دروني: يعني اينکه شکست‌ها و پيروزيهاي خود را به خودش ربط دهد، نه به عوامل بيرون از خودش.
پژوهشهايي در اين زمينه انجام پذيرفته است که از جمله: زامپتاکس و همکاران (2009)، در پژوهشي با عنوان سير کارآفريني در سازمان‌ها دريافتند که کارمنداني که سطح بالايي از حمايت سازماني را دريافت مي‌کنند به سازمانشان متعهد تر هستند و عملکرد بهتري ارائه مي‌دهند. راشيد (2000)، در پژوهشي با عنوان نقش آموزش برافزايش نگرش‌ها و خصوصيات کارآفرينانه دريافت که افرادي که تحت تاثير آموزش‌هاي خاص کارآفريني قرار گرفته به نحو قبل ملاحظه، نمرات بالاتري در انگيزه پيشرفت، مرکز کنترل دروني، عزت نفس و خلاقيت را به خود اختصاص داده اند. بدري (1384) نيز ضمن بررسي قابليتهاي کارآفريني در دانشجويان دانشگاه اصفهان خلاقيت، انگيزه پيشرفت، اعتماد به نفس و منبع کنترل دروني را از ويژگيهاي اصلي کارآفرينان معرفي مي‌کند. صمدي و شيرزادي اصفهاني (1376) به بررسي رابطه جو سازماني مدرسه با روحيه کارآفريني دانش آموزان در مدارس اصفهان پرداخته‌اند و نتيجه گرفتند که بين جو سازماني و روحيه کارآفريني رابطه مثبت و معني داري و جود دارد. خدمتي (1379) به بررسي، زمينه‌هاي بروز و پرورش کارآفريني در دبيرستان‌هاي پسرانه دولتي کارو دانش شهرستان کرج از نظر مديران، معلمان و دانش آموزان پرداختند. کديور (1378) ضمن بررسي جو سازماني مدارس راهنمايي شهر تهران، اذعان داشت که جو مدرسه به عنوان بستري براي رشد شخصيت دانش آموز و روحيه کارکنان داراي اهميت است. موسوي (1383)، به بررسي رابطه جو سازماني با فرسودگي شغلي کارکنان دانشگاه علوم پزشکي مازندران پرداخت. نتيجه نشان داد که بين جو سازماني و فرسودگي شغلي کارکنان رابطه و جود دارد. هر چه جو مطلوب تر درک شود، سطح فرسودگي شغلي کاهش مي‌يابد.

2-5- سه موج در کارآفرینی
تا دهه 1980 سه موج وسیع، کارآفرینی را به جلو هدایت کرده است:
موج اول. انفجار عمومی مطالعه و تحقیق در قالب انتشار کتاب‌‌‌‌های زندگی کارآفرینان و تاریخچه شرکت‌‌‌‌های آنها، چگونگی ایجاد کسب و کار شخصی و شیو‌‌‌‌های سریع خلق ثروت که از اواسط دهه 1950 شروع شد.
موج دوم. این موج شامل ارائه رشته‌‌‌‌های آموزش کارآفرینی در حوزه‌‌‌‌های مهندسی و بازرگانی است که از دهه 1960 به پا شد.

 

نمودار تغییر قیمت
نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

0 نظر

ما را در شبکه‌‌‌‌های اجتماعی دنبال کنید

whatsuptelegrammailpinterest
logo

دفتر مرکزی: استان کردستان شهرستان سقز میدان حاجی آباد خیابان سهروردی کوچه پرتوی 3
شماره تماس:: 09189763156