مقاله و مبانی نظری امنیت شغلی و استرس شغلی ,

menuordersearch
academixfile.ir

توضیحات

دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهشی امنیت شغلی و استرس شغلی (فصل دوم)

در قالب WORD ودر 63 صفحه وقابل ویرایش

 

 

توضیحات فایل:


1-2- امنیت شغلی
1-1-2مقدمه
امروزه به علت توسعه یافتن سازمانها و وابستگی متقابل کارمندان و سازمان به یکدیگر، احتیاج به امنیت شغلی با وضع روشن تری مشاهده می‌شود. این احتیاجات عبارت از این است که هر شخص در سازمان احساس کند که دارای شغل ثابتی است و به علت تغییر و یا تجدید سازمان و یا عوامل دیگر شغلی، کار خود را از دست نمی‌دهد. در حقیقت اکثر کارمندان امروزه احساس می‌کنند که وابسته و متکی به سازمان خود هستندو بزرگترین احتیاجی که پس از تأمین احتیاجات جسمی و فیزیولوژیکی به نظر می‌رسد، احتیاج به امنیت شغلی است. احساس امنیت شغلی به حالتی گفته می‌شود که برآیند ارزیابی فرد از شرایط فردی،سازمانی ومحیطی،او رابه این نتیجه هدایت می‌کند که عامل خاصی امنیت شغلی وی را تهدید نمی‌کند و او می‌تواند در حال حاضر و در آینده به تداوم اشتغال خود اطمینان داشته باشد.اگر فرد الف احساس کند که دارای شغل مناسبی است و اطمینان داشته باشد که تا پایان دوران خدمت، در آن شغل به کار ادامه خواهد داد و از طرف شخص یا عامل به جهت ایفای مناسب نقش ها و وظایف شغلی خود مورد تهدید واقع نمی‌شود، دارای امنیت شغلی است (اعرابی ،1379).
« آبراهام مازلو» در نظریه سلسله مراتب نیازها به توضیح اهمیت نیاز‌‌‌‌های آدمی و نیازبه امنیت پرداخته است. به رغم نیاز‌‌‌‌های انسان از یک سلسله مراتب برخوردارند. وقتی که نیاز‌‌‌‌های فیزیولوژیکی که برای بقا و ادامه زندگی انسان ضرورت هستند؛ ارضا شوند نیاز‌‌‌‌های ایمنی مسلط می‌شوند. اهم این نیازها عبارت از نیاز فارغ بودن از ترس خطرات جانی و مالی و محرومیت‌‌‌‌های فیزیولوژیکی است. و متضمن ملاحظاتی در مورد آینده است. اگر ایمنی یک انسان در خطر بیفتد چیز‌‌‌‌های دیگر برایش بی اهمیت جلوه می‌کنند (ترجمه رضوانی،1367).
"هرزبرگ" نیز در تحقیقات خود، امنیت شغلی خود را مورد نظر قرار داد. ولی بین عواملی که موجبات رضایتمندی کارکنان را در سازمان فراهم می‌سازد و عواملی که موجبات نارضایتی و بی میلی او را به وجود می‌آورند، فرق گذاشته است، عواملی که در صورت فقدان آنها به نارضایتی کاری کارکنان منجر می‌شود عمدتاً شامل نحوه سرپرستی سازمان، روابط بین افراد سازمان، شرایط فیزیکی کار و بالاخره، امنیت شغلی خواهد بود. این عوامل را هرز برگ عوامل بهداشتی نام نهاد. این عوامل نمی‌توانند به نظرات مثبت شغلی منتهی شوند. آنها فقط می‌توانند از نارضایتی کارمند در سازمان جلوگیری کنند. (کوکلان،1370).
2-1-2 تعاریف امنیت شغلی
در جوامع امروزی هر فردی نیازمند داشتند یک شغل است تا بتواند به سازمان اجتماعی تکیه کرده و در جامعه جایگاهی داشته باشد. صرف نظر از اینکه شغل افراد چه باشد، آنان در شغل خود با شرایط متفاوتی روبرو هستند که احساسات متفاوتی در افراد ایجاد می‌کند. ممکن است شخص در محیط کار احساس آرامش داشته باشد و نسبت به آینده شغلی خود مطمئن باشد و یا ممکن است احساس از دست دادن شغل یا انتقال به یک رتبه پایین تر در سازمان در او ایجاد عدم امنیت نماید.
نیاز به امنیت از جمله مسائلی است که همواره ذهن آدمی را بخود مشغول نموده است، نیاز به ایمنی و امنیت واقعی، میل ادمی در خصوص حفظ وضع موجود و اطمینان نسبت به ثبات وقایع و روند تحولات در آینده است. نیاز به حفظ موقعیت شغلی و یا به تعبیری امنیت شغلی که یکی از نیاز‌‌‌‌های ایمنی بشر محسوب می‌گردد بین تمامی افراد سازمانها در دنیا، در حد معقولی نیازی محسوس و یکسان است، اما آنچه در این زمینه بین جوامع تفاوتهایی را به وجود می‌آورد، انتظار کارکنان کشور‌‌‌‌های مختلف از امنیت شغلی و تفسیری است که از حد معقول امنیت در فرهنگ‌‌‌‌های مختلف به عمل می‌آید. اطمینان فرد به آینده شغلی خود و عدم نگرانی از برکناری از شغل؛ بسیاری از تنش ها،و اضطراب‌‌‌‌های روانی کارکنان را کاسته وآنان را برای تحقق اهداف سازمان مهیا تر می‌سازد.
امنیت شغلی جنبه ذهنی و روانی دارد و تا حدودی به برداشت فرد از محیط کار بستگی دارد. در تعریف آن گفته اند: امنیت شغلی، احساس فراغت نسبی از خطر یا حالتی است که در آن ارضای نیازها و خواسته‌‌‌‌های مشخصی تحقیق می‌یابد (شاکری نیا، 1376)
احساس امنیت، مستلزم توانایی در حفظ آن چیزی است که شخص دارد و حصول اطمینان از توانایی امرار معاش درآینده است(سرمد،1372:120) .
به عبارت دیگر، امنیت شغلی، حق تداوم اشتغال است که معمولاً تا زمان بازنشستگی ادامه می‌یابد و حدودی است که کارکنان در آن حیطه اطمینان حاصل می‌کنند که شغلشان را از دست نخواهد داد(خالقی، 1377).
بر اساس تعاریف یاد شده، احساس امنیت شغلی پدیده ای ذهنی است، یعنی احساس و ادراک فرد است که امنیت شغلی را برای او رقم می‌زند. گاهی ممکن است در محیط کاری، عوامل تهدید کننده ای وجود نداشته باشد، اما فرد احساس خطر کند یا عوامل تهدید کننده ای وجود داشته باشد، ولی فرد احساس خطر نکند) مهر و پوک، 2006،26) .نتیجه تحقیقات نشان    می‌دهد که کسانی که از دست دادن شغل خود را پیش بینی، و یا به عبارتی احساس می‌کنند که شغل خود را از دست خواهد داد، درمقایسه با زمانی که واقعاً شغلشان را از دست        می‌دهند، تحت فشار روانی بیشتری قرار دارند(سای، ترام و اوهارا،2006:462).
بورلند  (1994) امنیت شغلی را رهایی، ازترس از دست دادن و یا بر کناری از شغل تعریف کرده اند. بعضی از مشاغل و فعالیتها دارای امنیت شغلی بیشتری نسبت به سایر مشاغل هستند به طور کلی مشاغل دولتی دارای امنیت شغلی بیشتری نسبت به بسیاری از مشاغل بخش خصوصی است. (ص 128).
روزنبلت  (1996) معتقد است که عدم امنیت شغلی در دو بعد اتفاق می‌افتد. بعد اول احساساتی است که مربوط به محیط کار یا به عبارت بهتر کل شغل می‌شود. مانند انتقال به یک رتبه پایین تر در سازمان، انتقال به شغلی هم سطح شغل قبلی در سازمان، اخراج از کار و استرس شغلی . تغییر سازمانی نیز مربوط به این بعد عدم امنیت شغلی است به این صورت که تغییر ممکن است اخراج موقتی یا دائم کارکنان را در پی داشته باشد و باعث کاهش امنیت شغلی شود. بعد دوم مربوط به احساساتی است که فرد در مورد ویژگی‌‌‌‌های شغل دارد. مانند احساس کارکنان نسبت به حقوق و دستمزد، ترفیع و ارتقاء در شغل، عدم اختیار در تصمیم گیریها و عاطفی بودن محیط کار (ص 58).
بروکنر و همکاران (1990) نیز امنیت شغلی را احساس قدرت و توانمندی در کنترل رویداد‌‌‌‌های محیط کار، احساس آرامش و روشن بودن آینده شغلی تعریف می‌کند و معتقد است دخالت دادن کارکنان در تصمیمات به خصوص در زمینه حقوق و ارتقاء شغلی و همچنین تفویض اختیار باعث ایجاد احساس امنیت شغلی در فرد می‌شود.(به نقل از بافرانی ،1387) .
گرینهاگ  (2000) عدم امنیت شغلی را تحت عنوان ابهام آینده شغلی که مرتبط با ابهام نقش است تعریف کرده و معتقدند که ابهام آینده شغلی یکی از چندین عامل استرس زایی است که در کنار نارضایتی شغلی و خستگی، منجر به شکایت‌‌‌‌های جسمانی و روان شناسی می‌شود و امنیت شغلی افراد را از بین می‌برد. (ص 94).
بر اساس تعاریف یاد شده، احساس امنیت شغلی پدیده ای ذهنی است؛ یعنی احساس و ادراک فرد است که امنیت شغلی را برای او رفم می‌زند. گاهی ممکن است در محیط کاری، عوامل تهدید کننده ای وجود نداشته باشد، اما فرد احساس خطر کند یا عوامل تهدید کننده ای وجود داشته باشد، ولی فرد احساس خطر نکند.

بنابراین، بهبود کیفیت زندگی کاری کارکنان، مستلزم بهبود احساس امنیت شغلی توسط آنان است. به این منظور شناخت عوامل مؤثر بر امنیت شغلی و اعمال مدیریت صحیح بر آنها ضروری به نظر می‌رسد.
3-1-2 جایگاه امنیت شغلی در تئوری‌‌‌‌های مدیریت
1-3-1-2 تئوری کلاسیک و امنیت شغلی
قدیمی ترین نظریۀ مدیریت نظریۀ سنتی(کلاسیک) است. این نظریه به سه شاخۀ اصلی مدیریت علمی، مدیریت اداری و مدیریت بوروکراتیک تقسیم می‌شود.
از سوی واضعان تئوری‌‌‌‌های مزبور که در حقیقت پیشگامان دانش مدیریت نیز به شمار می‌آیند، به مقوله امنیت شغلی توجه شده است.
علاوه بر ثبات شغلی و استخدامی که به عنوان مهمترین عامل تعیین کننده احساس امنیت شغلی محسوب می‌شود می‌توان به عنوان دیگری مانند همکاری مدیریت و کارکنان حقوق وبیمۀ بازنشستگی اشاره کرد که در نمودار شماره 1نشان داده است.(اعرابی وکمانی 1379)

2-3-1-2 تئوری نئوکلاسیک و امنیت شغلی
نئوکلاسیک ها با توجه ویژه ای که به انسان و نیاز‌‌‌‌های او مغطوف داشتند، نهضت روابط انسانی را پی افکندند. یرنامه هایی از قبیل امنیت شغلی، کمک‌‌‌‌های غیر نقدی، نشریات کارمندی و فنون تکامل یافتۀ مدیریت انسانی از روش‌‌‌‌های کاربردی بیشترین تأکید بر امنیت شغلی است که در نظریات نظریه پردازان این مکتب به‌ آنها اشاره شده است.
نمودار شماره 2 بیانگر عوامل مؤثر بر امنیت شغلی از دیدگاه مازلو، هرزبرگ، آرجریس است. افزون بر آن بر اهمیت استخدام بلند مدت در قالب تئوری z نیز تأکید شده است. (اعرابی وکمانی 1379)

 

نمودار تغییر قیمت
نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

0 نظر

ما را در شبکه‌‌‌‌های اجتماعی دنبال کنید

whatsuptelegrammailpinterest
logo

دفتر مرکزی: استان کردستان شهرستان سقز میدان حاجی آباد خیابان سهروردی کوچه پرتوی 3
شماره تماس:: 09189763156