مقاله و مبانی نظری حاکمیت شرکتی و مدیریت سود ,

menuordersearch
academixfile.ir
قبلی
بعدی

مقاله و مبانی نظری حاکمیت شرکتی و مدیریت سود

(0)
(0)

مبانی نظری

مقاله و مبانی نظری حاکمیت شرکتی و مدیریت سود
رنگ و مدل کالا
مبانی نظری
تعداد
+
_
عدد
19,900 تومان
موجود

توضیحات

مقاله و مبانی نظری حاکمیت شرکتی و مدیریت سود

در قالب word, و در 60 صفحه و قابل ویرایش

 

فهرست مطالب::

 

1-2 مقدمه
2-1-2- چرا مدیریت سود انجام می‌شود؟
3-1-2- هدف از حسابداری بر مبنای تعهدی چیست؟
4-1-2- تعریف مدیریت سود
5-1-2- انواع مدیریت سود
6-1-2- مدیریت سود و انگیزه‌‌‌‌های آن
7-1-2- روش ها یا ابزار‌‌‌‌های هموارسازی سود
8-1-2- قربانیان مدیریت سود، چه کسانی هستند؟
9-1-2- تأثیر هموارسازی سود بر سود هر سهم و بازار سهام
10-1-2- نوع مؤسسه حسابرسی کننده و مدیریت سود
11-1-2- عدم تقارن اطلاعاتی و مدیریت سود
12-1-2- حاکمیت شرکتی
13-1-2- تعریف حاکمیت شرکتی
14-1-2- دلایل اهمیت حاکمیت شرکتی
15-1-2- اهداف حاکمیت شرکتی
16-1-2- طبقه بندی حاکمیت شرکتی
17-1-2- بازیگران عرصه حاکمیت شرکتی
1-17-1-2- هیئت مدیره ها
2-17-1-2- مدیرعامل و تیم اجرایی شرکت
3-17-1-2- سهامداران
4-17-1-2- مشتریان داخلی و خارجی شرکت
5-17-1-2- قانون گذاران و سایر نهاد‌‌‌‌های مرتبط با کسب و کار شرکت
18-1-2- روند تغییرات نقش هیئت مدیره
19-1-2- تفکیک وظایف رییس هیئت مدیره و مدیرعامل
20-1-2- نقش مدیران غیر موظف (غیر اجرایی) در حاکمیت شرکتی
1-21-1- 2- سهامداران نهادی کوتاه مدت و مدیریت سود
2-21-1-2- سهامداران نهادی بلندمدت و مدیریت سود
22-1-2- حاکمیت شرکتی، گزارشگری مالی و پاداش‌‌‌‌های مدیران
23-1-2- دلایل نیاز به قوانین حاکمیت شرکتی
24-1-2- مالکیت پراکنده و حاکمیت شرکتی
25-1-2- شناخت نقش حسابرسی در فرایند حاکمیت شرکتی
26-1-2- نقش حرفه حسابداری در حاکمیت شرکتی
27-1-2- کنترل حسابداری ساختگی توسط حاکمیت شرکتی
28-1-2- حاکمیت شرکتی و مدیریت ریسک
29-1-2- عدم تقارن اطلاعاتی و حاکمیت شرکتی
30-1-2- رابطه بین ویژگی‌‌‌‌های حاکمیت شرکتی و سطح افشا
31-1-2- اقتصاد سیاسی حاکمیت شرکتی بانک ها درکشور‌‌‌‌های درحال توسعه
32-1-2- حاکمیت شرکتی و مالیات
33-1-2- گزارش حسابرسی و مدیریت سود
34-1-2- نقش حسابرسی در مدیریت ریسک تمکین
35-1-2- انگیزه‌‌‌‌های انتخاب حسابرسان متخصص صنعت
36-1-2- تعویض حسابرس و استقلال حسابرس
2-2بخش دوم- پیشینه تحقیق
1-2-2- تحقیقات انجام شده در داخل کشور
2-2-2- تحقیقات انجام شده در خارج کشور :
منابع فارسي:
منابع لاتین

 


تعریف مدیریت سود
جونزومارشا  (2001) تعریف جامعی درخصوص مدیریت سود ارائه نموده اند. به عقیده آنها مدیریت سود (دستکاری سود) زمانی اتفاق می‌افتد که مدیران با استفاده ازقضاوت (تشخیص) درگزارشگری مالی وساختارمبادلات جهت گمراه نمودن بعضی ازذینفعان (شامل سهامداران، اعتباردهنگان، کارکنان، دولت، سرمایه گذاران و ...) درباره عملکرد اقتصادی شرکت با تحت تأثیرقراردادن نتایج قراردادی که به ارقام حسابداری گزارش شده وابسته است، درگزارشگری مالی تغییرایجاد می‌کنند.
دی    (1988) بیان می‌کند که مدیریت سود معمولاً ازاستفاده مدیران ازمزایای عدم تقارن اطلاعاتی ناشی می‌شود. وی حداقل دومسأله مهم را مطرح نموده است. اولاً، برای افزایش پاداش مدیران که توسط سرمایه گذاران تأمین می‌شود، سود دستکاری می‌شود و ثانیاً، سرمایه گذاران بالفعل تمایل دارند که بازار برداشت بهتری از ارزش شرکت داشته باشد. بنابراین، انتقال ثروت بالقوه ازسرمایه گذاران جدید به سرمایه گذاران قدیمی که ایجاد کننده یک تقاضای داخلی برای مدیریت سود هستند، به وجود می‌آید.
هموارسازی سود نوعی عمل آگاهانه است که توسط مدیریت وبا استفاده ازابزار‌‌‌‌های خاصی در حسابداری جهت کاستن ازنوسانات درسود انجام می‌گیرد. به گفته لئوپولد.ای.بی. "هموارسازی سود بیشتر عملی سفسطه آمیز وموذیانه است. به ندرت براساس دروغ‌‌‌‌های آشکارانجام می‌گیرد، زیراهموارسازی سود بیشتردراثرتعبیروتفسیربه دست آمده ازاصول واستاندارد‌‌‌‌های پذیرفته شده حسابداری حاصل می‌گردد. به بیان دیگرهموارسازی سود درمحدوده اصول واستاندارد‌‌‌‌های پذیرفته شده حسابداری  صورت می‌پذیرد".
درهموارسازی سود، به واسطه جا به جایی که در درآمد و هزینه ها انجام می‌گیرد سود یک یا چند دوره مالی تغییر یافته و تعدیل می‌شود. درواقع می‌توان گفت، هموارسازی سود، عمل عالمانه ای است که توسط مدیریت انجام می‌پذیرد. درفرهنگ حسابداری کهلر تعریف هموارسازی سود بدین گونه ارائه گردیده است: "هموارسازی سود عبارت است ازهرشیوه طراحی شده به منظورحذف بی نظمی داده ها، همانند پستی و بلندی‌‌‌‌های غیرمعمول درمنحنی که می‌تواند نتیجه شرایط غیرمستمرعملیاتی باشد" (جوادیان کوتنایی، 1379،78).

ازنظرهپ ورث، هموارسازی سود عملی سفسطه آمیز و رندانه است که درمحدوده اصول و استاندارد‌‌‌‌های حسابداری صورت می‌گیرد. سود‌‌‌‌های همواربه دو صورت زیراست:
1- سودهایی که به طورطبیعی هموار است: این نوع ازسود‌‌‌‌های همواربه جریان‌‌‌‌های سودی اطلاق می‌شود که ازفرایند‌‌‌‌های عملیاتی ذاتاً همواربه دست می‌آید. بعضی ازصنایع هستند که حجم تولید و فروش و قیمت ها دراین صنایع به طورذاتی یک روند هموار دارد مثل صنایع و برق که معمولاً قیمت ثابتی دارد و با نرخی ثابت رشد دارند.
2-    سودهایی که به طورطبیعی هموارنیستند وعمداً هموارشده اند: این نوع سودها درنتیجه اقدامات و تصمیم‌‌‌‌های مدیریت هموارشده اند و به صورت زیرمی باشند:
الف- هموارسازی واقعی: این نوع ازهموارسازی سود توسط مدیریت صورت می‌پذیرد ومدیریت برخی از رویدادها و وقایع اقتصادی را کنترل می‌کند و روی آن تأثیرمی گذارد. این رویداد‌‌‌‌های تحت کنترل مدیریت مثل فروش‌‌‌‌های زودرس یا برعکس آن به تأخیرانداختن فروش، برجریان وجه نقد تأثیرمی گذارد. ازآنجایی که کنترل رویداد‌‌‌‌های اقتصادی (مبادلات)، مستقیماً برسود‌‌‌‌های آتی مؤثراست این نوع هموارسازی را واقعی می‌نامند.
ب- هموارسازی مصنوعی: این نوع هموارسازی ناشی ازرویداد اقتصادی نیست، بلکه ازاقدام هایی است که اصطلاحاً «دستکاری‌‌‌‌های حسابداری» نامیده می‌شود وتأثیری برجریان‌‌‌‌های نقدی ندارد. به بیان دیگر، هموارسازی تصنعی سود صرفاً موجب جابه جایی هزینه ها و درآمد‌‌‌‌های بین دوره ای مالی می‌شود (حسین نورانی، 1386،158).

5-1-2- انواع مدیریت سود
مطالعات نشان می‌دهند که مدیران ازطریق انتخاب سیاست‌‌‌‌های خاص حسابداری، تغییردر برآورد‌‌‌‌های حسابداری ومدیریت اقلام تعهدی ، سود‌‌‌‌های گزارشی را تعدیل می‌کنند. یکی ازاهداف اساسی وضع استاندارد‌‌‌‌های حسابداری این است که استفاده کنندگان بتوانند با اتکای برصورت‌‌‌‌های مالی تصمیمات نسبتاً مربوط و صحیحی اتخاذ کنند، پس نیازحرفه حسابداری به آن شیوه ازگزارشگری است که منافع تمام استفاده کنندگان به صورتی مطلوب رعایت شود. ازسوی دیگر، همان طورکه ازتعریف مدیریت سود برمی آید، مدیران برای رسیدن به اهداف خاصی که منطقاً منافع عده ای خاص را تأمین می‌کنند، سود را طوری گزارش می‌کنند که این با هدف تأمین منافع عمومی استفاده کنندگان مغایرت دارد.
حسابرسان وظیفه دارند که برمطلوبیت صورت‌‌‌‌های مالی درچارچوب استاندارد‌‌‌‌های حسابداری صحه بگذارند، درحالی که استاندارد‌‌‌‌های حسابداری نیزدربعضی ازموارد دست مدیران را برای انتخاب روش حسابداری بازمی گذارد. درواقع مشکل ازآن جایی ناشی می‌شود که مدیریت سود دربعضی مواقع باعث گمراه کننده شدن صورت‌‌‌‌های مالی می‌شود، درحالی که صورت‌‌‌‌های مالی ازنظرقرارگرفتن درچارچوب استاندارد‌‌‌‌های حسابداری مشکلی نداشته وحسابرسان ازاین نظرنمی توانند برصورت‌‌‌‌های مالی اشکالی بگیرند. پس با توجه به این موضوع که سود یکی ازمهم ترین عوامل درتصمیم گیری هاست، آگاهی استفاده کنندگان ازقابل اتکا بودن سود می‌تواند آنها را دراتخاذ تصمیمات بهتریاری دهد (صفری، 1385،158).
فلسفه مدیریت سود، بهره گیری ازانعطاف پذیری روش‌‌‌‌های استاندارد و اصول پذیرفته شده حسابداری است. البته تفسیر‌‌‌‌های گوناگونی که می‌توان ازروش‌‌‌‌های اجرایی یک استاندارد حسابداری برداشت کرد، ازدیگردلایل وجود مدیریت سود است. این انعطاف پذیری دلیل اصلی تنوع موجود در روش‌‌‌‌های حسابداری است. درزمانی که تفسیریک استاندارد بسیارانعطاف پذیراست، یکپارچگی داده‌‌‌‌های ارائه شده درصورت‌‌‌‌های مالی کمترمی شود. اصول تطابق و محافظه کاری نیزمی تواند باعث مدیریت سود شود. بنابرگفته گتشو  (1986)، شرکت کارباید، سود سه ماهه نخست سال مالی خود را بدون اضافه نمودن به موجودی نقد و تنها با استفاده ازروش‌‌‌‌های تعهدی حسابداری استهلاک، معافیت‌‌‌‌های مالیاتی سرمایه گذاری ها و به حساب دارایی بردن بهره، افزایش داد. مدیران شرکت تأکید کرده اند که این کاربرای ارائه ی صورت‌‌‌‌های مالی واقعی تروقابل مقایسه کردن صورت‌‌‌‌های مالی شرکت، با سایرشرکت‌‌‌‌های درصنعت مشابه، صورت گرفته است. تحلیل گران مالی و حسابرسان ازاین پدیده به عنوان «ترفند حسابداری» نام می‌برند. این درحالی است که تمامی این اقدامات درچارچوب اصول پذیرفته شده حسابداری صورت گرفته است. پژوهش ها نشان می‌دهد که مدیران شرکت ها ازروی عمد، سود‌‌‌‌های گزارش شده را با استفاده ازانتخاب سیاست‌‌‌‌های حسابداری خاص خود تغییردربرآورد‌‌‌‌های حسابداری و اقلام تعهدی، دستکاری می‌کنند تا به هدف‌‌‌‌های مورد نظرخود برسند (میلر و یون، 2002، 78)  .

حاکمیت شرکتی
حاکمیت شرکتی درابتدای قرن بیست و یکم، دوباره بعنوان یکی ازمهم ترین مباحث کسب وکار مطرح شده است (میدری و حجاریان، 1383،15). بررسی ادبیات موجود نشان می‌دهد که هیچ تعریف مورد توافقی درمورد حاکمیت شرکتی وجود ندارد، تفاوت‌‌‌‌های چشمگیری درتعریف براساس کشورمورد نظر وجود دارد. حتی درآمریکا یا انگلستان نیزرسیدن به تعریف واحد کارچندان آسانی نیست. تعریف‌‌‌‌های موجود ازحاکمیت شرکتی دریک طیف وسیع قرارمی گیرند. دیدگاه‌‌‌‌های محدود دریک سو ودیدگاه‌‌‌‌های گسترده در سوی دیگر طیف قراردارند. دردیدگاه‌‌‌‌های محدود، حاکمیت شرکتی به رابطه شرکت و سهامداران محدود می‌شود. این، الگویی قدیمی است که درقالب نظریه نمایندگی بیان می‌شود. درآن سوی طیف، حاکمیت شرکتی را می‌توان به صورت شبکه ای ازروابط درنظر گرفت که نه تنها میان شرکت ومالکان آنها (سهامداران)، بلکه میان شرکت وتعداد زیادی ازذینفعان ازجمله کارکنان، مشتریان، فروشندگان، دارندگان اوراق قرضه و ... وجود دارد. چنین دیدگاهی درقالب نظریه ذینفعان دیده می‌شود ( حساس یگانه، 1385، 89).
 
13-1-2- تعریف حاکمیت شرکتی
اصل اصطلاح حاکمیت شرکتی کلمه یونانی  به معنی راهنمایی کردن یا اداره کردن است و ازکلمه یونانی به کلمه لاتین  و فرانسه قدیم  تبدیل شده است. اما این کلمه به راه‌‌‌‌های مختلف توسط سازمان ها یا کمیته ها مطابق علایق ایدئولوژیکی آنها تعریف شده است (ابو تپانجه،2009،158) .
به دلیل تعاریف مختلفی که درمورد حاکمیت شرکتی ارائه شده است به بیان تعدادی ازآنها بسنده می‌شود. صندوق بین المللی پول    و سازمان توسعه و همکاری اقتصادی  در سال 2001 حاکمیت شرکتی را چنین بیان کرده اند: ساختار روابط و مسئولیت ها دربیان یک گروه اصلی شامل سهامداران، اعضای هیئت مدیره ومدیرعامل برای ترویج بهترعملکرد رقابتی لازم جهت دستیابی به هدف‌‌‌‌های اولیه مشارکت.حساس یگانه (1385) درمقاله حاکمیت شرکتی درایران با بررسی تعریف ها و مفاهیم حاکمیت شرکتی و مروردیدگاه‌‌‌‌های صاحب نظران، چنین بیان می‌کند که:
حاکمیت شرکتی قوانین، مقررات، ساختارها، فرایندها، فرهنگ ها و سیستم هایی است که موجب دستیابی به هدف‌‌‌‌های پاسخگویی، شفافیت، عدالت و رعایت حقوق ذینفعان می‌شود.
هاپب و همکاران  وی درسال 1998 پس ازتحقیقی که در آکسفورد انجام دادند درتبیین حاکمیت شرکتی می‌نویسند: "حاکمیت شرکتی به تشریح سازماندهی داخلی و ساختارقدرت شرکت، نحوه ایفای وظایف هیئت مدیره، ساختارمالکیت شرکت و روابط متقابل میان سهامداران وسایر ذینفعان، به خصوص نیروی کارشرکت و اعتباردهندگان به آن می‌پردازد.
رابرت مانگزو نل مینو، دوصاحب نظری که پژوهش‌‌‌‌های متعدد وگسترده ای درمورد حاکمیت شرکتی انجام داده اند درسال 1995 حاکمیت شرکتی را چنین تعریف کرده اند: ابزاری که هراجتماع به وسیله آن جهت حرکت شرکت را تعیین می‌کند و یا به عبارت دیگر، حاکمیت شرکتی عبارت است ازروابط میان گروه‌‌‌‌های مختلف درتعیین جهت گیری و عملکرد شرکت. گروه‌‌‌‌های اصلی عبارتند از: سهامداران، مدیرعامل وهیئت مدیره. سایرگروه ها، شامل کارکنان، مشتریان، فروشندگان، اعتباردهندگان واجتماع (حساس یگانه، 1385،48) .
سؤال اساسی آنکه چرا حاکمیت شرکتی طی دو دهه گذشته موضوع مهمی بوده، ولی پیش از آن اهمیت خاصی نداشته است؟ دلایل آن را می‌توان به این صورت مطرح کرد:
-    موج جهانی خصوصی سازی دردو دهه گذشته.
-    تجدید سازمان صندوق‌‌‌‌های بازنشستگی و رشد پس انداز‌‌‌‌های شخصی.
-    موج اعمال کنترل و فعالیت‌‌‌‌های تلفیقی شرکت ها از سال 1980.
-    خارج شدن شرکت ها از کنترل دولت ها و یک پارچه کردن بازار‌‌‌‌های سرمایه.
-    بحران‌‌‌‌های سال 1998 آسیای شرقی که اهمیت حاکمیت شرکتی دربازار‌‌‌‌های نو ظهور را مشخص کرد.
-    یکسری رسوایی ها و ورشکستگی‌‌‌‌های اخیر شرکت ها در آمریکا(مارکو باتیچ و همکاران ،2005،89)    .
اصولاً ماجرای حاکمیت شرکتی با شرکت انرون بزرگترین شرکت فعال دربخش انرژی جهان آغاز شد. این شرکت درحالی که در سال‌‌‌‌های 1999 و 2000 یکی ازموفق ترین شرکت‌‌‌‌های آمریکایی، با صورت‌‌‌‌های مالی درخشان و پیش بینی سود کاملاً جذاب دررأس انتخاب‌‌‌‌های هرسرمایه گذارعلاقه مند به سهام شرکت ها قرار داشت، ناگهان درسال 2002 اعلام ورشکستگی کرد.
چند ماه بعد فاجعه ورشکستگی ورلدکام، بزرگترین شرکت مخابراتی جهان، ب‌‌‌‌های سهام آن را ظرف مدت کوتاهی از صد دلاربه یک سنت رساند. مدیران رده بالای شرکت آن چنان درچرخه شیطانی مدیریت سود هرسهم گرفتار شده بودند که برای پنهان کردن میزان بدهی خود متوسل به نیرنگ درحسابداری شدند. انرون با دستکاری درقواعد حسابداری برای حفظ سود، تقلبات عمده ای را ازجمله ثبت پیش ازموقع فروش ها، سرمایه ای کردن هزینه ها، دستکاری درمفروضات حسابداری صندوق بازنشستگی و زمان بندی استهلاکات یا حتی تعیین ذخایربیش از حد برای تجدید ساختار سازمان را صورت داد (دودانگه، 1384،158).

14-1-2- دلایل اهمیت حاکمیت شرکتی
حاکمیت شرکتی به دلایل زیرحائزاهمیت است:
-    چارچوبی را برای ایجاد اعتماد بلندمدت میان شرکت ها و تهیه کنندگان خارجی سرمایه فراهم می‌کند.
-    با منصوب کردن مدیرانی که بانی تجربیات و ایده‌‌‌‌های جدید هستند، تفکراستراتژیک را به صدر شرکت هدیه می‌کند.
-    مدیریت و نظارت برریسک جهانی پیش روی شرکت را منطقی می‌سازد.
-    با تقسیم فرایند تصمیم گیری، اتکای به مدیران ارشد و مسئولیت آنان را محدود می‌سازد (قدس، 1387،48).

15-1-2- اهداف حاکمیت شرکتی
شرکت ها معتقدند که حاکمیت شرکتی مناسب، مدیریت و کنترل اثربخش واحد‌‌‌‌های تجاری را تسهیل می‌کند. بنابراین شرکت ها قادربه ارائه بازده بهینه ای برای کلیه ذینفعان می‌باشند. اهداف حاکمیت شرکتی به صورت زیرخلاصه می‌شود:
-    افزایش ارزش سهامداران،
-    محافظت ازمنافع سهامداران و سایرذینفعان شامل مشتریان، کارکنان وعموم جامعه به طورکل،
-    اطمینان ازشفافیت و یکپارچگی درتبادل اطلاعات و قابلیت دسترسی به اطلاعات کامل، صحیح و شفاف برای کلیه ذینفعان،
-    اطمینان ازپاسخگویی راجع به عملکرد و دستیابی به امتیازاتی درکلیه سطوح و
-    هدایت شرکت با بالاترین سطح استاندارد به منظوررقابت با دیگران (نارایان کولی).

 

ما را در شبکه‌‌‌‌های اجتماعی دنبال کنید

whatsuptelegrammailpinterest
logo

استان: کردستان، شهرستان : سقز، بخش : مرکزی، روستا: سرا، روستا: مرخز، محله: مرخز، خیابان (ورودی اصلی)، کوچه ((حسین محمدی))، پلاک: 0.0، طبقه: همکف،
شماره تماس:: 09189763156