مقاله و مبانی نظری مفاهیم و مدل‌‌‌‌های مدیریت دانش ,

menuordersearch
academixfile.ir

توضیحات

مبانی نظری و پیشینه تحقیق تعاریف و مدل‌‌‌‌های مدیریت دانش (فصل دوم)

در قالب word ودر 51 صفحه وقابل ویرایش

 

فهرست مطالب

بخش اول: مبانی نظری و ادبیات تحقیق
2-1- مبانی نظری در خصوص مدیریت دانش    13
2-1-1- مقدمه    13
2-1-2- مفهوم مدیریت دانش    14
2-1-3- تاریخچه مدیریت دانش    15
2-1-4- اصول مدیریت دانش    16
2-1-5- تئوری‌‌‌‌های مدیریت دانش    18
2-1-5-1- تئوری مدیریت دانش جامع    18
2-1-5-2- تئوری مدیریت دانش تیمی    19
2-1-5-3- تئوری مدیرت دانش جامعه گرا    21
2-1-6- زیرساختار‌‌‌‌های مدیریت دانش    22
2-1-6-1- منابع انسانی    25
2-1-6-2- فناوری اطلاعات    26
2-1-6-3- فرهنگ سازمانی    28
2-1-6-4- ساختار سازمانی    29
2-1-7- فرایند‌‌‌‌های مدیریت دانش    30
2-1-8- فرایند‌‌‌‌های لازم برای استقرار مدیریت دانش در سازمان    31
2-1-8-1- تولید دانش    32
2-1-8-2- کسب دانش    33
2-1-8-3- ذخیره سازی دانش    36
2-1-8-4- تسهیم و توزیع دانش    37
2-1-8-5- بکارگیری دانش    38
2-1-9- مدل‌‌‌‌های مدیریت دانش    39
2-1-9-1- مدل عمومی دانش در سازمان    40
2-1-9-2- مدل هيسيگ    41
2-1-9-3- مدل مک الروي    42
2-1-9-4- مدل بک من    42
2-1-9-5- مدل c7    43
2-1-9-6- مدل نوناکا و تاکوچي    44
بخش دوم: پیشینه تحقیق
2-2- پیشینه تحقیق در سطح بین الملل وایران    48
2-2-1- درسطح ایران    49
2-2-2.درسطح بین الملل    53

منابع

 


2-1-     مبانی نظری در خصوص مدیریت دانش
2-1-1-    مقدمه:
مدیریت دانش چیست؟از کجا نشات می‌گیرد؟و چرا مهم است؟بلانت معتقد است که مدیریت دانش فرایندی است که از طریق آن سازمانها اطلاعات جمع آوری شده خود را به کار می‌گیرند (بلانت، 2007،5). مالهوترا استدلال می‌کند برای اینکه به تعریفی از مدیریت دانش دست یابیم باید بدانیم که مدیریت دانش صرفا درباره فناوری نیست، بلکه در مورد فرایندها،افراد،رفتارها،جریان‌‌‌‌های کاری و سایر عوامل دیگری است که صرفا بر حسب فناوری اطلاعات تعریف نمی‌شوند ،درست است که در این خصوص به فناوری اطلاعات نیازمندیم اما نمی‌توانیم بگوییم که مدیریت دانش را صرفا از طریق اجرای این برنامه ها می‌توان انجام داد..( ( هالهوترا،1997 ،118)
   

2-1-2-    مفهوم مدیریت دانش:
مدیریت دانش مفهومی پیچیده و گسترده است و به همین دلیل صاحبنظران مختلف از زوایای گوناگون به        آن نگریسته اند.
ابتدایی ترین تعریف برای مدیریت دانش عبارت است از :یافتن راهی جهت خلق،شناسایی آشکار،اشتراک و توزیع دانش سازمانی به افراد نیازمند آن.(شفیعا،1386،2)
مدیریت دانش به فرایند تسخیر تخصص‌‌‌‌های جمعی و به کارگیری هوشمندی در سازمان و استفاده از آن برای پرورش نوآوری از طریق یادگیری سازمان مستمر اشاره دارد.(افراز،1384،60)
مدیریت دانش مجموعه ای از فرایند ها است که ناظر بر خلق ،اشاعه و بهره گیری از دانش است این تعریف مستلزم خلق ساختار‌‌‌‌های سازمانی حمایتی ،تسهیل روابط اعضا، استفاده از ابزار‌‌‌‌های فناوری اطلاعات در شبکه و توزیع دانش است.(فاتح و همکاران،1387،13)
دانش عبارت است عملی که متکی بر نوآوری ،تخصص جمعی ،روابط خاص و اتحاد‌‌‌‌های بین سازمانی است، دانش عبارت است از فعالیت و رفتار ارزش افزا(ابطحی و صلواتی ،1385،25)
جدول 2-1مجموعه تعاریف مدیریت دانش
محقق    تعریف
مالهوترا(Malhotra 1997)    فرایندی که به واسطه آن سازمان ها در زمینه یادگیری (درونی کردن دانش)کدگذاری دانش(بیرونی کردن دانش)و توزیع و انتقال دانش مهارت هایی کسب می‌کنند.
استیوهالس(Hales 2001)    فرایندی که سازمان ها به واسطه آن توانایی تبدیل داده به اطلاعات و اطلاعات به دانش را پیدا کرده و همچنین قادر خواهند بود تا دانش کسب شده را به گونه ای موثر در تصمیم‌‌‌‌های خود بکار گیرند.
کارل ویگ(K.Wiig 2002)    مدیریت دانش یعنی ایجاد فراید هی لازم برای شناسایی و جذب داده ،اطلاعات و دانش‌‌‌‌های مورد نیاز سازمان از محیط درونی و بیرونی و انتقال‌ آنها به تصمیم ها و اقدامات سازمان و افراد
لیبس کیند(Liebeskind 1996)    سیستمی برای اداره،جمع آوری ،اصلاح و اشاعه دانش در تمام اشکال آن در یک سازمان
فراپائولو(Frappaolo 2000)    به زعم وی مدیریت دانش با به کار گیری و رشد سرمایه‌‌‌‌های دانش یک نهاد و با در نظر گرفتن اهداف آن نهاد سر و کار دارد.
گمبل(Gamble 2001)    مدیریت دانش یعنی مدیریت سازمان به طرف نوآوری مداوم بر اساس دانش سازمان ،یعنی پشتوانه ساختار سازمان ،تسهیلات کاربرد تکنولوژی با تاکید بر کار گروهی و انتشار دانش
مایرتل بیچ
(Myrthle Beach2003)    مدیریت دانش کار بسط دانش ،بینش،درک،چگونه دانستن و به کار بستن،تکنولوژی و سنت ها با آمیخته ای از علم مدون است.
هردر و دیگران
(Herdre,et al 2003)    مدیریت دانش مدل کسب و کار چند رشته ای است که با تمام ابعاد دانش سازمانی شامل خلق دانش ،کدگذاری ،تسهیم و نحوه اثر گذاری آن در ارتقای یادگیری و خلاقیت سر و کار دارد.
هاکت(Hackett 2000)    هدف مدیریت دانش مهار و به کارگیری دانش و اطلاعات و ایجاد دسترسی بی کم و کاست آن برای همه کارکنان است،با این هدف که کارشان را بهتر انجام دهند.
داونپورت(Davenport 1998)    مدیریت دانش شامل کلیه فعالیت هایی است که برای در دسترس قرار دادن دانش،به نحوی که دانش درست در اختیار افراد مناسب قرار گیرد، صورت می‌پذیرد.
سوان(Swann 1999)    مدیریت دانش هر گونه فرایند یا عمل تولید ،کسب،تسخیر،ترویج و جامعه پذیری و کاربرد دانش است، در هر جایی که دانش استقرار یابد،یادگیری و عملکرد سازمان را افزایش می‌دهد.
منبع : شریف زاده،1387،20
جدول 2-1به برخی دیگر از تعاریف مدیریت دانش از دید گاه‌‌‌‌های گوناگون پرداخته است ،همانطور که دیده می‌شود اغلب تعاریف ،مدیریت دانش را به مثابه یک جریان و فرایند در نظر گرفته است که این نشات گرفته از ماهیت سیال دانش است.در واقع حتی اگر ما آگاهانه به اداره نمودن دانش اقدام نماییم، اما دانش وجود دارد،خلق می‌شود و به اشتراک گذاشته می‌شود. به وسیله مدیریت بر آن ،به این رویه یک ساخت عملیاتی داده می‌شود تا فرایند‌‌‌‌های دانش تحت کنترل و اداره ما قرار گیرند(شریف زاده ،1387،19)

2-1-3-    تاریخچه مدیریت دانش:
مدیریت دانش یک موضوع میان رشته ای است که از رشته‌‌‌‌های ذیل نشات گرفته است:
•    دین و فلسفه برای درک نقش و ماهیت دانش
•    روان شناسی برای درک نقش دانش در رفتار سازمانی
•    اقتصاد و علوم اجتماعی برای درک نقش دانش در اجتماع
•    نظریه کسب و کار برای درک و سازماندهی آن(شریف زاده،1387،10)
مطالعات صاحبنظرانی مانند ایلکوتومی(تیومی، 1999،22-1)  باب روو وینوگراد (بوبراو و ویندوگراد) نشان می‌دهد که از اوائل دهه 1960به طور پراکنده در مورد مدیریت دانش مطالبی ارائه شده است. (ابطحی،1385، 77)
پولانی هم در سال 1967بین دو نوع آشکار و نهفته تفاوت قائل شده است و معتقد است که ما بیش از آنچه می‌گوییم می‌دانیم ،علی رغم بحث‌‌‌‌های پراکنده ای که در زمینه مدیرت دانش صورت گرفته است عملا تا دهه 1990شاهد تحقیقات عمده ای در زمینه مدیریت دانش نیستیم.به همان اندازه که مبنا‌‌‌‌های اقتصادی سنتی از منابع طبیعی به سرمایه و منابع فکری تغییر حالت پیدا کرده اند.توجه به دانش نیز به عنوان یک منبع مهم و حتی مهم ترین مزیت رقابتی پایدار افزایش یافته است(ابطحی ،1385،ص87).
کارل اریک سیوبی ،حسابدار سوئدی،که بعد ها بعنوان یکی از بنیانگذاران علم مدیریت دانش معرفی شد در دهه 90 میلادی زمانی که مشغول ارزیابی تراز نامه مالی چند شرکت بزرگ سوئدی بود ،با پرسشی بزرگ روبرو گردید.بسیاری از این شرکت ها پس از انجام عملیات طولانی حسابداری ،ارزشی در حدود چند کرون و حتی یک کرون نشان می‌دادند.حال آنکه قیمت واقعی این شرکت ها که سهامداران حاضر به فروش آن بودند،بسیار بیشتر از قیمت هایی بود که سرمایه حسابداری نشان می‌داد.سیوبی پس از بررسی‌‌‌‌های مختلف متوجه گردید که بخش اعظم از این اختلافات (اختلاف بین ارزش شرکت ها در بازار سهام و قیمت دارایی‌‌‌‌های مشهود این سازمان ها)به "سرمایه دانشی" درون سازمان بر می‌گردد و برخاسته از توان دانشی این سازمان در حل مسائل تخصصی شان است. اما نکته جالب وارد نشدن این دارایی ها در ترازنامه‌‌‌‌های حسابداری بود چرا که اساسا چیزی تحت عنوان مفهوم "سرمایه‌‌‌‌های نا ملموس" وجود نداشت.

 

نمودار تغییر قیمت
نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

0 نظر

ما را در شبکه‌‌‌‌های اجتماعی دنبال کنید

whatsuptelegrammailpinterest
logo

استان: کردستان، شهرستان : سقز، بخش : مرکزی، روستا: سرا، روستا: مرخز، محله: مرخز، خیابان (ورودی اصلی)، کوچه ((حسین محمدی))، پلاک: 0.0، طبقه: همکف،
شماره تماس:: 09189763156